ظلم و جنایت
بیا یارا ، ای نهفته ز پس ابر
طلوع کن، تابناک شب های قدر
دل آشفته شده از پی ظلم
رنجور شده چشمانمان از این همه ظلم
آخر تا کی تحمل کنیم ای رهبر منتظر
آوارگی و نوا و صداهایمان ، ای رهبر منتظر
کشتن و آتش زدن برادر و خواهرانمان
آتش خورد دل های بی تابمان
فرمودی: بیداری اسلامی ، هوشیاری دینداری
انتظاری دائمی ، فرار از حکومت داری
آمد همه این ها ، اما باز هم نیامدی
نسل ها رفتن و آمدن ، باز هم نیامدی
شیعه و اسلام غریب مانده است
دست هایمان خالی مانده است
دلخوش روزی که بیایی
ای که فریاد رس عالمینی
قدری شب ظلمانی طولانی شده
ظلم و جنایت فراوان شده
بیا که آمده ایم بگوییم : لبیک
بپذیر عاشقانه این لبیک
آتش نزن بر وجودم
مسوزان از درونم
طاقت ما فروکش شده
گویی صبرمان لبریز شده
همگی خوانیم با زبان های گوناگون
جملگی منتظریم با چشمانی گویا
ای سید خراسانی خروج کن
ما لبیک را ز قبل گفته ایم ، خروج کن
میثم محمدی
اللهم عجل لولیک الفرج